با تلخی و معزولی میری به نمی ارزد
یک روز همی خندد صد سال همی لرزد
میرحسین موسوی رهبر پوپولیست های کشور و ایرانیان بایوپلار همیشه در اوج و حضیض با استفاده ی ناخواسته از رنگ سبز بیشترین تاثیر روانی را در تاریخ ایران داشت. گرچه این سبزینگی میرحسین در آغاز برای به رخ کشیدن باورهای مذهبی و تثبیت خود به مقامات بالا بود اما به مرور مدپرستان جو زده ی جوان و ازآن ور بام افتاده ی ایرانی با خلاقیتی کم نظیر با براه انداختن دیسکوهای خیابانی استفاده ی بهینه تری از این رنگ و صد البته در جهت اشاعه ی روابط آزاد انسانی با جنس مخالف نمودند
و تلاش بی وقفه ی آنها بر اثر جو زدگی برای احقاق حقوق خود پس از سی سال تبتل , به حق که مثال نازدنی بود
…که البته این هم ازعجایب و خواص رنگ سبز بود که اصلا هم جوانان ما را درگیر نکرد!
دست آخر این همه, دستمایه ای شد برای طرفداران انقلاب خوش نام ! اسلامی , و علی گالیله(تلمیح به ماه رمضان و رویت هلال ماه ) که سبزپوشان را به بی بند و باری متهم نمایند
از منظر جامعه شناسی بزرگترین خیانت به گونه ی بشر, در جوامع عقب مانده موج سازیست
امواج بیرحم, بی در نظر گرفتن سن و سال و جنسیت ,موج سواران را به کام میکشد
تحلیگران و منتقدین داخل و خارج که تشنه ی جنجال و تجزیه تحلیلند با حمایت و پر و بال دادن به این موج سبز سرگرمی جدیدی برای خود فراهم آوردند
همسر فرهیخته ی میرحسین با سیاستی در حد بضاعتش با استفاده از البسه رنگی و صنایع دستی و در دست گرفتن دستان سید سبز و همراهی او به عنوان همسر, ژست متفاوت بودن وروشن فکری را به زنان زود باور و تاثیر پذیر ایرانی به نرمی القا کرد.
پ.ن:
گزارشی غم انگیز و تاسف بار از رای دهندگان, حتی غمگین تر از نامه های عاشقانه ی جک لندن
به مادرم گفتم چرا میرحسین ؟گفت :پسرم گفته
به دانش آموخته ی مهندسی تکنولوژی اطلاعات که شاگرد اول شده بود گفتم چرا میرحسین:
گفت: همه با کلاسا به میرحسین رای میدن ها
به دختر خانم باکره ی بهشتی سیبیل قشنگی که ماشالله مردی شده بود واسه خودش و در رشته ی علوم سیاسی تحصیل میکردند ,گفتم چرا عضو ستاد میر حسین شدی ؟ حوصله میکنی هر روز میری سر میزنی ستاد :گفت نمیدونی چه تیکه هایی توی ستاد میان
به دانشجوی ترم دوم مهندسی مکانیک که به شدت احساس مردونگی و فرهیختگی میکرد و احساس میکرد قبل از بلوغ یه گلوله تستسترون بوده وبعد به لطف خدا یهو دست و پا در آورده گفتم : چرا میرحسین؟ عینکش رو جا به جا کرد روی چشمش . نفس عمیقی کشیدو گفت: ما باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کنیم نباید ساکت بشینیم حق ما رو کی میده؟ما ازادی میخوایم داشت همینطورصحبت میکرد که در حین صحبتش یادم افتاد به شش ماه پیش دم غروب داشت میزد تو سرخودش که باباش ماشینو بهش بده بره دختر بازی اون موقع فکر نمیکنم اسم میرحسین رو شنیده بود نمیدونم اون موقع شنیده بود که رهنورد تو روزنامه های ی قدیمی گفته بود که میرحسین خوشش نمیاد زن ومرد با هم اختلاط داشته باشن و میر حسین خیلی سگ تعصبه والخ
به دخترخانم زیبایی که هنرمندانه آرا بیرا کرده بود و سرتاپا ست سبز با پوستیژ پلاتینه, گفتم چرا میرحسین؟ گفت: کی گفته من رای میدم !من فقط دارم حالشو میبرم
خب تاحدی آبروی ملی – مذهبی میرحسین با انصراف این بانوی مه رو حفظ شد
احساس کردم میر حسین باید مرد بزرگی باشه که تونسته این همه روشن فکر و روشنگر رو دنبال خودش راه بندازه
متاسفانه تظاهر به تفکر در خون همه ی ماست
یاد جمله ی زیبایی افتادم: شب ها پشه ها به کجا میروند؟
راستی کسی این روزا میر حسین رو ندیده؟
اين شيوه كامنت و اين روش نوشتن رو مي شناسم .
اين جزئ نگري هاي كوته بينانه را هم براي لجن مال كردن شخصيت ها را هم همه اين روزها بوفور بخصوص در رسانه ميلي ديده اند.
اما نكته اي كه قد بعضي انديشه هاي پران بدان نمي رسد اينست :
مير حسين هركه هست (كه دست كم دروغگو و احمق نيست) جزيي از حركت و جنبش اعرتاضي مردم است و نه رهبر آن.
مير حسين بهانه اي بود براي فرياد ملتي كه مي خواهد به شعورش و نظرش و رايش احترام گذاشته شود.
اين حركت رهبر ندارد … !
جمله زيبا را گمانم آخرين بار در مقاله قبل انتخاباتي هستونك ديده باشي كه در نقد هيجان سازي ها و درخشش ناگهاني چهره هاي سياسي (همه شان) نوشته بودم.
يك جمله و شعار عجيب باب حال ديگر هم از همين بوق هاي ياب ميل شما شنيده بودم كه شايد بكارتان بيايد:
اظهاري بيچاره … بازم ميگي نواره ؟
نوار كه پا نداره … نوار كه خون نداره … نوار كه شعور نداره …. نوار كه ترس نداره …!
آن وقت ها هم اخلاف شما به پابوس آستان همايوني مي شتافتند و آن حركت مردمي را توطئه بي بي سي مي دانستند.
هنوز آن خواب زمستاني بر حكام حاكم است … !
كسي كه خواب است بيدار مي شود …اما كسي كه خود را بخواب مي زند هرگز بر نمي خيزد.
انديشه شما حاصل قصور و ساده انديشي و خوشبيني و ساده انگاري اخلاف ما بود و كوته بيني دروغ ستايان امروزي كه خود بر خود برگزيديم و حالا هم بر تو حرجي نيست!
عمري كه نه در عشق تو بگذاشته ايم … امروز به خون دل قضا خواهيم كرد!
خدايي كه ما از آن خود انحصارا نمي خواهيم و نمي دانيم همه را هدايت كناد!
شاد باشي مستدام.
zood ghezavat kardid dooste aziz
من احمدي نژاد رو بيش از خودمون محكوم نمي كنم. چرا كه اون رو آيينه عملكرد خودم شما ميرحسين ها و كروبي ها مي دونم. به تفصيل دربارش در پست بت هاي كوچك امروز ما توضيح دادم.
اما شكل كامنت گذاري شما وبخصوص سبك نگارش شما بشدت مشابه دوستي عزيز و نه چندان واقع بين ماست بنام افشاگر!!! كه آيينه كوچك محدبي است از رحيم پور ازغدي !
مدعي مطالعه و كارشناس شناسايي سوراخ هاي انكار ناپذير نظام هاي دموكراتيك و غربي و غيره و … !
من شخصا اصلا به شخصيت ها كاري ندارم و اين عملكردهاست كه برايم مهم است.
آنچه مطالبات بحق امروز مردمم مي دانم به زعم من بسيار بيش و فراتر از ظرفيت كروبي ها و ميرحسين هاست. دقت كرده باشيد هم در تمام طول اين مدت از چهره ها حمايت يا انتقاد نمي كنم.
به گمان من قصورها و ساده انديشي و اعتماد بييجاي نسل پيش از ما و خودماست كه موجد و موجب پديد آمدن پديده هاي غريبي چون احمدي نژادها و جنتي ها و ساير هتاكان است.
هانري ژيژاك يكي از زيباترين تحليل ها را درباره جنبش سبز و مطالبات ايرانيان ارايه داده كه خوب است بخوانيد.
نمي دانم شما چقدر سن داريد و عملكرد ميرحسين را در سالهاي جنگ بخاطر مي آوريد يا خير. من منكر جسارت ستودني كروبي نيستم. منكر خطاهاي ميرحسين و كروبي و رضايي هم نيستم. اما شاهد ايستادگي و روشن بيني هاي اين ها هم هستم. بخصوص در بيانيه هاي ميرحسين اين مطلب مشهود است و مني كه با ترديد به او در زمان انتخابات نگاه مي كردم با دقت در ديدگاه هايش اميدوارتر شدم.
اما دوست عزيز آنچه كه اتفاق مي افتاد درصورت انتخاب ميرحسين يا كروبي و نتايجي كه براي مردم و آگاهي سياسي ما بدست مي آمد اصلا با نتايج حاصله از حركت مردم و جنبش سبز آنان قابل مقايسه نيست در افزايش سطح آگاهي و شناخت مطالبات و تغيير روحيه ظلم پذيري و تسليم مان!
آنچه برسرمان آمده و امروز به خون و فرياد و تحمل اين همه جور و جفا طلبش مي كنيم بابت همين چسبيدن به افراد و چهره ها بجاي تعصب نسبت به قوانين و ظوابط و هنجارها و واقعيت هابوده و هست.
ميرحسين نيز بر اين اصل واقف و معترف است. مي تواني در اين باره به بيانيه اش در روزي كه ملت برايش تولد گرفته بودند و بنظر من هم حركتي انحرافي از اصول درست جنبش بود و اين نكته را تذكر داده و مقاله آقاي هوشنگ اسدي در همين زمينه در روزآنلاين مراجعه كنيد.
خيلي ساده پالان و پوسته وضعيت ما را تغييري نمي دهد. مركب را بچسب.
قصد جسارت و تندي در نوشتن نداشتم و اميدوارم ديدگاه تان واقعا با آن دوست افشاگرمان متفاوت باشد.
باتشكر از دعوت و توجه شما.
با ارادت و احترام: هستونك